الهِدَايَة
الهدایه للمتعلمین







آبان 1405
شنبه یکشنبه دوشنبه سه شنبه چهارشنبه پنج شنبه جمعه
 << <   > >>
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30            





هي الدلالة على ما يوصل الى المطلوب



جستجو




 
  مبحثی در رابطه با کثیرا  ...

           ▫️بسم الله الرحمن الرحیم▫️

             (یاصاحب الزمان ادرکنی)
این کلمه در جمله نقش هاى مختلفى را نسبت به جایگاه خود در کلام، دارد. مانند:

۱. (الحزن علی المرثىِّ شمل كثيرا من مظاهر الكون)؛ “كثيرا” مفعول به براى “شمل”

۲. (لأجل دفع الضرر عن الغير ولو كثيرا)؛ “كثيرا” خبر براى “كان” محذوف است.

🔸نكته: هرگاه در وسط کلام بعد از لو وصلیه اسم منصوب بیاید، آن اسم منصوب، خبر کان محذوف است مانند مثال مذکور.

۳. (قليلا أو كثيرا)؛ “كثيرا” عطف به “قليلا” است.

۴. (و هي أنّ كثيرا من الناس نجدهم)؛ “كثيرا” اسم براى “أن"ّ است.

۵. (تختلف اختلافا كثيرا)؛ “كثيرا” صفت براى “اختلافا” است.

۶. اما در بسيارى از موارد كثيرا صفت براى مفعول مطلق محذوف از جنس فعل يا مصدر مذكور است مانند: (الثاني مجيء الفاء بعدها كثيرا)؛ يعنى “مجيئا كثيرا”

🔸نكته: بعد از فعل ملحق به افعال ناقصه نيز صفت براى مفعول مطلق است. [١]

مانند: (المسألة الثانية: تقع أن بعد ها كثيرا)

به تقدير “وقوعا كثيرا"و خبر “تقع"، “بعدها” است.

___________________________________

۱. و قال بعض النحویین یدخل فی هذا الباب کل فعل له منصوب بعد مرفوع لابدّ منه نحو (قام زیدا کریما) و (ذهب زید متحدثا). [ همع الهوامع، ج۱، ص۴۱۶]

📚منابع:  إقرأ، ياسر حيدرى، ص۱۲۳

همع الهوامع، السیوطی

موضوعات: علمی, نحو, بلاغت
[چهارشنبه 1403-06-14] [ 01:43:00 ب.ظ ]



 لینک ثابت

  فرق بین هکذا و کهذا ...

            ▫️بسم الله الرحمن الرحیم▫️

              (یاصاحب الزمان ادرکنی)
🔸 در نزد نحویون این دو از حیث اعراب و معنی تفاوتی ندارند ولیکن در یکی هاء تنبیه و در دیگری کاف تشبیه مقدم شده است

🔸️ولیکن حقیقتا با اینکه مفردات- هاء، کاف و ذا - در ترکیب هر دو، واحد است، از حیث استعمال و معنا متفاوت هستند.

📌از جمله تفاوت بین آن دو:

۱. بعد “هکذا” مشارالیه ذکر نمیشود فلذا نمیگویی: هذا الامر هکذا الامر بلکه میگویی هذا الامر هکذا

اما در “کهذا” مشارالیه ذکر میشود فلذا میگویی هذا الامر کهذا الامر.

۲. “کهذا” افاده تشبیه میکند مثلا وقتی گفته میشود (إنّ الطير كهذا الطير) یعنی همانا این پرنده شبیه این پرنده است، در واقع پرنده ای را به پرنده ای دیگر تشبیه کرده ایم، برخلاف “هکذا"، مثلا وقتی گفته میشود (إنّ هذا الطير هكذا) يعنى همانا این پرنده به این صورت است، پس تشبیهی صورت نگرفته است.

۳. اسم اشاره در “کهذا” به حسب مشارالیه تغیر میکند فلذا گفته میشود: کهذه، کهذین، کهؤلاء و…

اما اسم اشاره در “هکذا” به یک صورت می آید و تغیرش از حیث تعداد و تذکیر یا تأنيث درست نیست فلذا گفته نمیشود هکذی، هکذین، هکأولاء و…

📚منبع : معانی النحو، فاضل صالح السامرائی، ج۱، ص۹۷

موضوعات: علمی, نحو, بلاغت
 [ 01:40:00 ب.ظ ]



 لینک ثابت

  مسیر یافتن خودت  ...

مسیر یافتن خودت زمانی آغاز می‌شود

که درک کنی از والدینت جدا هستی.

تو فردی مستقل هستی

با احساسات،

نیازها،

و رؤیاهای منحصر به خودت.

والدینت به تو زندگی داده‌اند

بله

اما صاحب زندگی‌ات نیستند.

افکار تو،

احساسات تو،

آرزوهای تو

تنها متعلق به خودت هستند.

می‌توانی والدینت را دوست داشته باشی

و همچنان با آن‌ها اختلاف نظر داشته باشی.

می‌توانی به آن‌ها احترام بگذاری

و باز هم مسیر خودت را انتخاب کنی.

تو قرار نیست زندگی دومی برای آن‌ها باشی،

بلکه در حال زندگی کردن اولین و تنها شانس زندگی خودت هستی.

در هویت خودت محکم بایست،

تفاوت‌هایت را بپذیر

و مسیر خودت را دنبال کن.

موضوعات: تربیت, روانشناسی
[سه شنبه 1403-06-13] [ 01:37:00 ب.ظ ]



 لینک ثابت

  پنج چیزی که هر رابطه‌ای برای موفقیت نیاز دارد ...

1. **اعتماد**

اعتماد به‌سرعت ایجاد نمی‌شود.

می‌توانید با گذشت زمان آن را پرورش دهید،

اما ممکن است در یک لحظه از دست برود.
2. **همدلی**

این زمانی است که می‌توانید تصور کنید شخص دیگری چه احساسی دارد و دیدگاه او را در نظر بگیرید.

داشتن همدلی پیوند عاشقانه شما را عمیق‌تر می‌کند.
3. **اولویت‌بندی**

شما می‌دانید که پس از تأمین نیازهای خود، شریک زندگی‌تان اولویت شماست.

گاهی اوقات شریک زندگی‌تان ممکن است نتواند شما را در اولویت قرار دهد،

اما هرگز این را به‌عنوان یک نقص نبینید.
4. **ارتباط**

اشکالی ندارد که همه کارها را با شریک خود انجام ندهید.

حتی اگر شما و شریک زندگی‌تان سرگرمی‌ها و علاقه‌های متفاوتی داشته باشید،

می‌توانید با حمایت از آن‌ها در انجام کاری که دوست دارند، ارتباط خود را تقویت کنید.
5. **فضا**

این می‌تواند به شما و شریک زندگی‌تان کمک کند که بیشتر از یکدیگر قدردانی کنید.

اگر بدون دلیل از شریک خود ناراحت هستید،

شاید نیاز به کمی فاصله داشته باشید تا آرامش پیدا کنید.

موضوعات: تربیت, روانشناسی
 [ 01:36:00 ب.ظ ]



 لینک ثابت

  امام رضا علیه السلام و مرد زاهد ...

در احادیث و تواریخ وارد شده است که امام رضا(ع) در منزلشان بودند؛ مردى از همان زهّادى که در آن عصر پیدا شده بودند و تحت تأثیر تصوفهاى هندى و مسیحى بودند وارد شد. یک خرماى لطیف عالى براى حضرت آورده بودند یا همان وقت آوردند. حضرت خودشان مى خوردند و به این مرد زاهد تعارف کردند. او از خوردن امتناع کرد. هرچه حضرت به او اصرار کردند نخورد. چرا نمى خورى؟ مریضى یا برایت بد است؟ گفت: نه. پس چرا نمى خورى؟ گفت: آیه قرآن است: ثُمَّ لَتُسْئَلُنَّ یوْمَئِذٍ عَنِ النَّعیم . مگر خدا در قرآن نمى گوید که در روز قیامت از نعمتها پرسش مى شود؟ این نعمت است، اگر بخورم مورد پرسش قرار مى گیرم. حضرت فرمود: اگر انسانى یک عده مردم را به منزلش دعوت کند و سفره اى پهن کرده باشد و مردم از غذاهاى منزل او بخورند آیا به خودش اجازه مى دهد که بعد این مردم را مورد مؤاخذه قرار بدهد و بگوید شما چرا از این غذاهایى که من در این سفره گذاشته بودم خوردید؟ اگر انسانى این حرف را بزند شما او را لئیم نمى خوانید؟ خداى کریم و رحیم، خدایى که این بشر را خلق کرده است و این عالم، این زمین و این آسمان، این میوه ها و این ادیم زمین را که سفره عام اوست آفریده است، خدایى که مردم را خودش خلق کرده، این نعمتها را خودش در این دنیا آفریده، این خرما و این نان را خلق کرده، آیا فردا مى آید از انسانها سؤال مى کند که چرا از این نعمتها استفاده کردید، شما حق نداشتید به این سفره من دست دراز کنید؟! این جور زهد با توحید وخداشناسى منافات دارد. 

آن مرد گفت: عجب! پس معنى این جمله چیست؟ حضرت فرمود : معنى اینکه از نعمتها سؤال مى شود، این نیست که سؤال مى کنند شما چرا نعمتها را مصرف کردید؛ از نعمتها سؤال مى کنند که آیا اینها را بجا مصرف کردید یا بجا مصرف نکردید؟ خدا هر نعمتى که به انسان داده (چشم، گوش، خوراکیها) براى یک هدفى آفریده و براى اینها حدود و مقرراتى معین کرده است. مثلا غذا براى خوردن است؛ اگر انسان غذا را نخورد بریزد روى خاک و اسراف کند، خدا در روز قیامت سؤال مى کند مى گوید: این که براى ریختن نبود، براى خوردن بود. یا بخورد، در خوردن اسراف کند، مى گوید این غذا براى خوردن است، این بدن و جهاز هاضمه انسان هم براى این است که غذا بخورد اما براى این نیست که انسان با غذا خودش را بیمار کند. همچنین نعمتهاى معنوى. از قرآن هم سؤال مى کنند، از ولایت ما اهل بیت هم سؤال مى کنند. نمى گویند چرا از قرآن استفاده کردى؛ مى گویند چرا از قرآن استفاده نکردى یا خوب استفاده نکردى؟

موضوعات: اخلاقی, تربیت, سیره ائمه
 [ 01:26:00 ق.ظ ]



 لینک ثابت