الهِدَايَة
الهدایه للمتعلمین







مهر 1405
شنبه یکشنبه دوشنبه سه شنبه چهارشنبه پنج شنبه جمعه
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  





هي الدلالة على ما يوصل الى المطلوب



جستجو




 
  مردم صدای گریه فاطمه را شنیدند... ...

عده‌اى اين فجايع را انجام دادند، و عده‌اى هم تماشا نمودند.

مردم صدای گریه فاطمه را شنیدند…

فشارهايى كه به خاندان پيغمبر اكرم‹ره› وارد آوردند و به يگانه يادگار او «فاطمه» ظلم كردند خيلى زياد است. ما دو مورد از آنچه را كه ذكر شده است نقل نموده:

۱- روزى كه خليفهٔ اول بر فراز منبر نشست دستور داد تا خانه فاطمه زهرا شديداً تحت مراقبت واقع شود، و متخلفين از بيعت كه در خانه على‹ع› گرد آمده، و در حقيقت در آن‌جا متحصّن شده بودند از آن‌جا اخراج و از آن‌ها بيعت بگيرند.

عده‌اى از مهاجرين و انصار- كه از طرفداران ابوبكر بودند- به در خانه آمدند.

ابن‌قتيبه در كتاب خود مى‌گويد: عمر آمد و متحصّنين را صدا زد و آنها در خانه على‹ره› بودند كه از بيرون آمدن امتناع كردند، عمر آتش خواست و گفت: قسم به خدا، اگر بيرون نشويد خانه را با آنچه كه در آن است آتش مى‌زنم.

گفتند: فاطمه دختر پيغمبر درون خانه است.

عمر گفت: باشد و اين مطلب را به يك روايت مفصل‌ترى ذكر كرده و مى‌گويد:

عمر به ابوبكر گفت: آيا از اين متخلف بيعت نمى‌گيرى؟ ابوبكر به قنفذ گفت برو و به على بگو بيايد، قنفذ به خانه على‹ع› آمد على عليه‌السلام فرمود: براى چه آمدى؟ قنفذ گفت:

خليفه رسول خدا تو را مى‌طلبد! على عليه السلام فرمود: چه زود دروغ به پيغمبر بستيد!

قنفذ آمد و جريان را نقل كرد، ابوبكر گريه آغاز كرد. عمر دوباره گفت: على را مهلت نده. ابوبكر به قنفذ گفت: برو به على بگو اميرالمؤمنين تو را مى‌طلبد. قنفذ آمد و پيام را رسانيد، على عليه السلام با صداى بلند فرمود: سبحان‌اللَّه! چيزى را ادعا كرده كه به او نمى‌رسد!

عمر بلند شد و با عده‌اى به سوى خانه على عليه السلام آمده در زدند، فاطمه صداى در را شنيد و با صداى بلند گفت:

اى پدر! اى رسول‌خدا، چه چيزها پس از تو از پسر ابى‌قحافه ديديم! مردم صداى فاطمه و گريه‌اش را شنيدند و برگشتند.

عمر با عده‌اى ايستاد و على را بيرون آورد و در پيشگاه ابوبكر حاضر نمود. گفتند: بيعت كن! على عليه السلام فرمود: اگر بيعت نكنم چه مى‌شود؟ گفتند: قسم به خدا گردنت را مى‌زنيم…

على عليه السلام رو به قبر پيغمبر اكرم‹ص› نموده بانگ زد و گفت:

«يابن العم! إن القوم استضعفوني و كادوا يقتلونني»…

همه مورخان نوشته‌اند: فاطمه عليها‌السلام وصيت كرد كه شبانه غسل داده شده و كفن و دفن شود و احدى از آن‌هايى كه در حقش ظلم كردند به نماز و تشيع وى حاضر نشوند و بنا به وصيت، شبانه او را برداشته و دفن كردند.

عده‌اى اين فجايع را انجام دادند، و عده‌اى هم تماشا نمودند…

 

📓 #کتاب_شیعه، ص۲۷۸

رسانهٔ‌اختصاصی‌نشرافکارعلامه‌طباطبایی‹ره› @AlmizanMedia

موضوعات: اخلاقی
[یکشنبه 1405-07-19] [ 08:30:00 ب.ظ ]



 لینک ثابت

  زَن ...

هيچ شكى نيست كه پيشگام در آزاد ساختن زن از قيد اسارت و تامين استقلال او، در اراده و عمل اسلام بوده است. و اگر غربى‌ها (در دوران اخير) قدمى در اين باره براى زنان برداشته‌اند، از اسلام تقليد كرده‌اند (و چه تقليد بدى كرده و با آن روبرو شده‌اند) و علت اينكه نتوانستند بطور كامل تقليد كنند، اين است كه احكام اسلام چون حلقه‌هاى يك زنجير به هم پيوسته است (و همچون چشم و خط و خال و ابرو است) و روش اسلام كه در اين سلسله حلقه‌اى بارز و مؤثرى تام‌التأثير است، براى همين مؤثر است كه در آن سلسله قرار دارد، و تقليدى كه غربى‌ها از خصوص اين روش كرده‌اند، تنها از صورت زليخاى اسلام نقطهٔ خال را گرفته‌اند كه معلوم است خال به تنهايى چقدر زشت و بدقواره است. و سخن كوتاه اينكه، غربى‌ها اساس روش خود را بر پايه مساوات همه جانبه زن با مرد در حقوق قرار داده‌اند، و سالها در اين باره كوشش نموده‌اند و در اين باره وضع خلقت زن و تاخر كمالى او را (كه بيان آن بطور اجمال گذشت) در نظر نگرفته‌اند.

و رأى عمومى آنان تقريبا اين است كه تاخر زن در كمال و فضيلت، مستند به خلقت او نيست، بلكه مستند به سوء تربيتى است كه قرن‌ها با آن تربيت مربى شده، و از آغاز خلقت دنيا تاكنون، در محدوديت مصنوعى به سر برده است، وگرنه طبيعت و خلقت زن با مرد فرقى ندارد. ايراد و اشكالى كه به اين سخن متوجه است اين‌است كه همانطور كه خود غربی‌ها اعتراف كرده‌اند، اجتماع از قديم‌ترين روزِ شكل گرفتنش بطور اجمال و سربسته حكم به تاخر كمال زن از مرد كرده، و اگر طبيعت زن و مرد يك نوع بود، قطعا و قهرا خلاف آن حكم هر چند در زمانى كوتاه ظاهر مى‌شد، و نيز خلقت اعضاى رئيسه و غير رئيسه زن، در طول تاريخ تغيير وضع مى‌داد، و مانند خلقت مرد، مى‌شد.مؤيد اين سخن روش خود غربى‌ها است كه با اينكه سال‌ها است كوشيده و نهايت درجه عنايت خود را به كار برده‌اند تا زن را از عقب ماندگى نجات بخشيده و تقدم و ارتقاى او را فراهم كنند، تاكنون نتوانسته‌اند بين زن و مرد تساوى برقرار سازند و پيوسته آمارگيرى‌هاى‌ جهان اين نتيجه را ارائه مى‌دهد كه در اين كشورها در مشاغلى كه اسلام زن را از آن محروم كرده، يعنى قضا و ولايت و جنگ، اكثريت و تقدم براى مردان بوده، و همواره عده‌اى كمتر از زنان عهده‌دار اينگونه مشاغل شده‌اند.

 

📓 ترجمه #تفسیر_المیزان، ج۲، ص۴۱۸

رسانه المیزان؛

رسانهٔ‌اختصاصی‌نشرافکارعلامه‌طباطبایی‹ره›

 @AlmizanMedia

موضوعات: اخلاقی
 [ 08:26:00 ب.ظ ]



 لینک ثابت

  مرز میان آرزو و آمادگی ...

﷽

⏳️تا وقتی مرگ دور است، حرف زدن از شهادت آسان است. آدم می‌تواند برای چیزی که احتمال وقوعش را نمی‌بیند، آرزوهای بزرگی داشته باشد.

اما وقتی صدای جنگ نزدیک می‌شود و مرگ از یک واژه به یک احتمال واقعی تبدیل می‌شود، آن‌وقت معلوم می‌شود کدام حرف از ایمان آمده و کدام از خیال.

🕯ترس از مرگ، به‌خودیِ خود نشانه ضعف نیست؛ اما مسئله این است که وقتی پای حقیقت، مسئولیت و باورهای آدم به میان می‌آید، چه چیزی بر ترس او غلبه می‌کند.

🕊شهید پیش از آنکه در میدان از جان بگذرد، در زندگی از خودخواهی، منفعت‌طلبی و دلبستگی‌های کوچک عبور کرده است. کسی که برای حقیقت، حاضر نیست حتی بخشی از خواسته‌های نفسش را کنار بگذارد، نباید از خود تصویری بسازد که هنوز در عمل به آن نرسیده است.

روزهای سخت، آدم را به خودش معرفی می‌کنند.

نه آن‌گونه که دوست دارد دیده شود؛ آن‌گونه که واقعاً هست.

💠وقتی دیگر امکان شعار دادن نیست، باید ببینیم از آنچه درباره خودمان باور داشتیم، چه چیزی در عمل باقی می‌ماند . 

 

السلام علیک یا صاحب الزمان♡

@shooghe_mahdi |°شوق‌مهدی‌‌عج

موضوعات: اخلاقی
[شنبه 1405-07-18] [ 06:05:00 ق.ظ ]



 لینک ثابت

  زیرکی یا فریب؟ ...

﷽

🔹️این سخن امیرالمؤمنین (ع) از آن جمله‌هایی است که ظاهرش ساده است، اما اگر کمی در آن تأمل کنیم، نگاه عمیقی به اخلاق و معنای واقعی‌ زیرکی دارد: آن کس که از بازگشت خود به قیامت آگاه باشد، خیانت و فریبکاری ندارد.

🔸️علی(ع) ریشه‌ی خیانت را توی همین نگاه ما به زندگی پیدا می‌کند. آدمی که می‌داند دنیا آخر قصه نیست و یک روز باید جواب کارهایش را بدهد، راحت سر کسی کلاه نمی‌گذارد. حتی اگر بتواند. حتی اگر هیچ‌کس نفهمد. چون مشکلش با مردم نیست، با حسابی است که می‌داند در کار است. بخش دوم حرف حضرت تلخ‌تر است: روزگاری که حیله را زیرکی می‌نامند و فریبکار را اهل تدبیر می‌دانند. حق کسی را بخوری، می‌شوی زرنگ. و آدم درستکار؟ ساده‌لوح ‌. همین‌جا خط میان تدبیر و حیله گم می‌شود. تدبیر یعنی راه درست رسیدن به هدف را پیدا کنی. حیله یعنی برای رسیدن و هر چه اخلاق است کنار بگذاری. هوشی که ما را به ظلم برساند، هوش نیست، فقط توانایی ذهن است که بد خرج شده. برای کسی که قیامت را جدی گرفته، کسی نفهمید به معنای درست بود نیست.

 

السلام علیک یا صاحب الزمان♡

@shooghe_mahdi |°شوق‌مهدی‌‌عج

موضوعات: اخلاقی
[چهارشنبه 1405-07-15] [ 04:30:00 ب.ظ ]



 لینک ثابت

  قلب سلیم ...

﷽

 اگر خدای تعالی انسان را طوری کند که هرچه هم از دیگران حرکات ناملایم ببیند سینه‌اش تنگی نکند، در حقیقت بزرگ‌ترین نعمت را به انسان بخشیده است.

🔸 وَ نَزَعْنا ما فِي صُدُورِهِمْ مِنْ غِلٍّ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهِمُ الْأَنْهارُ

و برای اهل ایمان، کینه‌ای که در سینه‌هایشان بود را بیرون کردیم، و اینک در جایگاهشان جویها روان است.

(صدر آیهٔ ۴۳ سوره مبارکه اعراف)

◽ غِلّ به معنای کینه و عداوت و خشم درونی است. غل از بزرگ‌ترین ناملایماتی است که آدمی را مکدر می‌سازد، چون هیچ کسی نیست که از آمیزش و دوستی با دیگران بی‌نیاز باشد، و دوستی با اشخاص تا زمانی قابل دوام است که از یکدیگر حرکاتی که موافق طبع نیست نبینند، چون اگر حرکات و توقعات طرف مطابق میل نباشد الفت به خشم مبدل شده و همین خشم بر او عیش را ناگوار می‌سازد. روی این حساب اگر خدای تعالی انسان را طوری کند که هر چه هم از دیگران حرکات ناملایم ببیند سینه‌اش تنگی نکند، در حقیقت بزرگ‌ترین نعمت را به انسان ارزانی داشته است.

📗 تفسیر المیزان، ج ۸، ص ۱۴۵

حضرت علّامه آیت‌الله حاج سیّد محمّدحسین طباطبایی قدس‌الله نفسه الزکیّة

پ ن : 

دلی که از رفتار ناخوشایند دیگران تنگ نمی‌شود، دلی است که خدا آن را از غِلّ پاک کرده است؛ همان پاکی‌ای که خداوند به اهل بهشت وعده داده است.بخشش و گذشت، ضعف نیست؛ ظرفیتی است که خدا به هر کسی نمی‌دهد. آدم سبک‌بار، آسوده‌تر زندگی می‌کند و آرامش را همین‌جا، پیش از بهشت، می‌چشد.

السلام علیک یا صاحب الزمان♡

@shooghe_mahdi |°شوق‌مهدی‌‌عج

موضوعات: اخلاقی
 [ 03:50:00 ب.ظ ]



 لینک ثابت