| انسان به کجا می رود؟ | ... | |
|
خورشید، تازه سر از بستر آبهای سبز دریا برداشته و اشعه زرفام خود را بر چهره های خواب آلود؛ سرنشینان کشتی تابانده است سرنشینانی که به تازگی از خواب دوشین بیدار شده اند و با خیال راحت و بی خبر از همه جا به خوردن و آشامیدن و انواع سرگرمیها پرداخته اند، و کشتی همچنان در اقیانوس کران ناپیدا پیش می رود. در این میان یک نفر که هشیارتر بنظر می رسد اندکی به فکر فرو می رود و آنگاه رو به همنشینان کرده می پرسد: «ما به کجا می رویم ؟» دیگری که گویی از خواب پریده است حیرت زده همین سؤال را از دیگران می کند و … بعضی آنچنان سرمست شادی و سرگرمی هستند که وَقْعی به آن نمی نهند و بدون اینکه به پاسخ آن بیندیشند به کار خود ادامه می دهند، ولی این سؤال، اندک اندک گسترش می یابد و به ملوانان و ناخدا هم می رسد، آنها هم بدون اینکه پاسخی داشته باشند سؤال را تکرار می کنند و سرانجام علامت سؤالی بر فضای کشتی نقش می بندد و دلهره عجیب، و پریشانی فراگیری پدید می آید. آری! زندگی بسان دریا و ما نیز مسافران این کشتی در حال حرکت. به راستی این سؤالات نیز برای همه ما مطرح است که : . آغاز کدام است؟ انجام کدام است؟ راه راست به سوی مقصد کدام؟ چگونه باید راهپیمایی کرد؟ آموزش فلسفه استاد محمد تقی مصباح یزدی، ص 130 (با تلخیص)
[پنجشنبه 1405-06-26] [ 02:18:00 ب.ظ ]
لینک ثابت |
||
