الهِدَايَة
الهدایه للمتعلمین







شهریور 1405
شنبه یکشنبه دوشنبه سه شنبه چهارشنبه پنج شنبه جمعه
 << <   > >>
  1 2 3 4 5 6
7 8 9 10 11 12 13
14 15 16 17 18 19 20
21 22 23 24 25 26 27
28 29 30 31      





هي الدلالة على ما يوصل الى المطلوب



جستجو




 
  بحثی پیرامون کلمه ایضا ...

 "بسم الله‌ الرحمن الرحیم “

(یاصاحب الزمان ادرکنی )

مصدرُ “آضَ” بمعنی : “عادَ” و “رجعَ" 

و لا یستعمل الّا : مع شیئین بینهما توافق و یمکن إستغناء كلّ منهما عن الآخر

📌و يعرب :

👈إمّا مفعولاً مطلقاً منصوباً بالفتحة الظاهرة حُذفَ عامله وجوباً (وهذا هو الإعراب الأفضل)

👈وإمّا حالاً منصوبةً بالفتحة الظاهرة ، وقد حُذفَ عاملها مع صاحبها معاً

موسوعة النحو والصرف والإعراب _ ص 182

موضوعات: علمی, صرف, نحو
[پنجشنبه 1403-06-01] [ 12:07:00 ق.ظ ]



 لینک ثابت

  بچه را باید پوست نازک بار آورد! ...

🔹آیت الله حائری شیرازی🔹

بچه را باید پوست نازک بار آورد. مثلاً می‌گویی بچه‌ام زود اوقاتش تلخ می‌شود. این نعمت است. بچه اگر بی‌تفاوت شد، عذاب است. آیا خوب است که بچه را توی سرش بزنند و به او بی‌اعتنایی کنند اما اصلاً حالی‌اش نشود؟ این کم‌فهمی است. 

 

ریگِ نان سنگک را که با دست‌تان برمی‌دارید، دفعۀ اول دستت می‌سوزد و تاول می‌زند. یواش یواش یک قشر مرده‌ای از پوست روی این پوست می‌آید. دیگر شما می‌توانید با دست بزنید به ریگ داغ و دست‌تان هم نمی‌سوزد. یعنی حساسیت انسان به‌تدریج از بین می‌رود، بی‌حساسیت می‌شود. برخی به‌خاطر اینکه بارها برق آنها را می‌گیرد، در مقابل برق‌گرفتن ارتعاش ندارند. البته نمی‌گویم کسی تجربه کند! مسئله اینست که خیلی موضوعات به نوعی‌ست که انسان به آن عادت می‌کند. مثلاً شما این‌قدر به بچه بد گفته‌اید، تا به آن بدی عادت کرده. می‌داند که سهمیۀ هر روزش این است که چهارتا بد بشنود. اگر شما سه‌تا بد به او گفتی مثل اینست که پیمانه‌اش را پر نکرده‌ای. هر وقت بخواهی به او فرمان بدهی، چاشنی‌اش «چهارتا» حرف زشت است. وقتی «سه‌تا» حرف زشت چاشنی‌اش کردی کار را انجام نمی‌دهد؛ مزدش را کم داده‌ای! 

 

سعی کنید که بچه، نه تکیه به حرف زشت بکند، نه به التماس. خودکفا شود. تکیه کند به فهم خودش، به تشخیصش، به احساس وظیفه‌اش. یعنی خودکفا شود در تشخیص. شما تذکر به او بدهید، اما او را وابسته به تذکر نکنید. یعنی همان‌طوری که شما مادر او هستی و با دلت یک چیزهایی می‌فهمی و دلت برای او می‌سوزد، این را بدان که خدا در وجود او نیز پیامبری آفریده که اگر او زنده شود و رشد کند، موعظه‌اش می‌کند. 

 

📖 راه رشد، جلد یک، صفحه ٢٣۶

موضوعات: اخلاقی, تربیت
[سه شنبه 1403-05-30] [ 12:31:00 ب.ظ ]



 لینک ثابت

  مواجهه کوتاه مدت و بلندمدت در برابر ظلم دیگران ...

🔹آیت الله حائری شیرازی🔹

اگر کسی به تو ظلم کند و تو بخواهی دلت خنک شود، دو راه داری: یک راه زودگذر و یک راه درازمدت. راه زودگذر این است که اگر مثلاً به تو فحشی داده، به او فحشی بدهی تا دلت خنک شود! اما این‌گونه خنک شدن، مثل این است که روی قسمت سوختۀ بدن آب بریزی؛ با این کار، ابتدا محل سوختگی کمی خنک می‌شود، اما بعد آب در آن نفوذ می‌کند و باعث می‌شود که آن قسمت چرک کند و بدتر شود. راه درازمدت این است که #دعایش کنی. در این راه، ابتدا به تو سخت می‌گذرد، اما بعد دلت خنک می‌شود. البته این راه نسبت به #برادر_دینی است، نه دربارۀ #دشمن.

 

📖 کتاب #تمثیلات_اخلاقی، جلد یک، صفحه ١٧

موضوعات: اخلاقی, تربیت
 [ 12:27:00 ب.ظ ]



 لینک ثابت

  نکره در سیاق نفی ...

▫️بسم الله الرحمن الرحیم ▫️

    (یاصاحب الزمان ادرکنی)

 

💬 پرسش : 

فرق دو جمله “ما جائنی أحدٌ” با “ماجائنی مِن أحدٍ” در چیست؟!

 

✅ پاسخ :

 نکره در سیاق نفی،اگر مجرد از “من زائده” باشد ، ظاهر در استغراق است و احتمال خلاف آن وجود دارد.

ولی نکره در سیاقی نفی اگر همراه “من زائده” باشد ، نصّ در استغراق است و اصلا و ابدا احتمال وقوع خلافش نمی رود.

 واعلم اَنَّ النکرة واقعة فی سیاق النفی مجردة عن “من” ، ظاهرة في الاستغراق وتحتمل عدمه احتمالاً مرجوحاً.

و أمّا النكرة الواقعة مع “من” في سياقه ، فهو نصٌّ في الاستغراق لايحتمل غيره أصلاً.

شروح العوامل _ ص 407 و 408

تحفة السائل _ ص 37

موضوعات: علمی, نحو
[دوشنبه 1403-05-29] [ 08:55:00 ب.ظ ]



 لینک ثابت

  دلالت و تفاوت آن با تداعی معانی ...

▫️بسم الله الرحمن الرحیم ▫️

     (یاصاحب الزمان ادرکنی)

 

🔴 دلالت و تفاوت آن با تداعی معانی 

 مهم ترین خاصیت لفظ، حکایت گری و دلالت آن است. دلالت عبارت است از : حالت یک شيء به گونه ایی که وقتی ذهن به آن علم پیدا کرد، به جهت علقه و رابطه حقیقی ( عقلی و طبعی ) یا وضعی که بین این شيء با شيء دیگر برقرار است، بلافاصله به آن شيء دیگر نیز منتفل شود. به شيء نخست «دال» و به شيء دوم  «مدلول» می گویند.

 باید دانست نوعی دیگر از انتقال ذهنی نیز وجود دارد که «تداعی معانی» نامیده می شود.

در تداعی معنا تنها یک انتقال ذهنی صورت می‌گیرد که مستند به وجود علقه و رابطه حقیقی یا وضعی نیست [ یعنی : علت انتقال از شیء اول به شيء دوم، عقل يا طبع یا وضع نیست ]

 مانند اینکه شخصی در شهری بر اثر بیماری مبتلا به «دل درد» شود و از آن پس هرگاه وی نام آن شهر را به یاد آورد در ذهن به بیماری معهود دل دردر نیز منتقل خواهد شد. بنابر این هرچند در دلالت، رخ داد انتقال ذهنی از چیزی به چیز دیگر حتمی است اما هر انتقال ذهنی از شیء به شيء دیگر لزوما دلالت نخواهد بود.

 

 دانش منطق استاد منتظری مقدم صفحه ۸۱ و ۸۲

موضوعات: علمی, منطق
 [ 08:53:00 ب.ظ ]



 لینک ثابت