الهِدَايَة
الهدایه للمتعلمین







آبان 1405
شنبه یکشنبه دوشنبه سه شنبه چهارشنبه پنج شنبه جمعه
 << <   > >>
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30            





هي الدلالة على ما يوصل الى المطلوب



جستجو




 
  پنج راه کنترل خشم  ...

●محیط رو ترک کن و از چیزی که عصبانیت کرده دوری کن

●بجای عکس العمل سریع از خودت بپرس آیا رفتار خشن وضعیتو درست میکنه؟ یا حتی بدترش میکنه؟

●همون لحظه اعدادو از ۱۰۰ معکوس بشمار

●چند نفس عمیق بکش و عضلاتتو منقبض و منبسط کن

●کمتر حرف بزنید و بیشتر گوش بدین

موضوعات: روانشناسی
[شنبه 1403-06-10] [ 02:08:00 ب.ظ ]



 لینک ثابت

  امام_حسن_علیه‌_السلام تخفیف نداد ...

صلح امام #حسن چيزى جز آتش بس نبود، كه حضرت از هدف خود تخفيف نداد و از باطل براى حق نردبان نساخت؛ چون هر مبارزى كه از هدف مايه بگذارد و كوتاه بيايد، بر فرض ببرد، باخته است. بگذر از اين‏كه #باخت ‏ها حتمى است، كه در موضع ضعف كارى نمى ‏توان كرد و تخفيف‏ ها از اين موضع ضعيف خبر مى‏ دهند.

🔹امام حسن (ع) سازشگر نيست؛ چون نه تخفيف داده و نه تسليم شده؛ چون ياورى ندارد، تحميل نمى‏ كند؛ مى‏ ايستد تا زمينه را فراهم نمايد.

🔹مبارزه‏ اى كه به خاطر خدا و بالاتر از عدالت و تكامل شكل گرفته، چگونه مى‏ تواند حتى در سطح مبارزه با #استثمار و #استعمار و استبداد بماند و چگونه مى‏ تواند تخفيف بدهد و تا سطح نان و مسكن تنزل كند و مستند هم دست و پا كند؟ كه: «مَنْ لامعاشَ لَهُ لا مَعادَ لَه».

🔹مبارزى كه تخفيف مى ‏دهد، #مبارز نيست، كه سازشگر است. و واقع گرايى هم توجيه اين انحراف نيست كه اولين مسأله‏ ى انسان را نان و مسكن بدانيم، كه انسان #خودآگاه اولين مسأله‏ اش بودن و چگونه بودن و براى چه بودن است.
📚 تطهیر با جاری قرآن، جلد اول | ص ۳۰۵

موضوعات: اخلاقی, تربیت
 [ 11:19:00 ق.ظ ]



 لینک ثابت

  نهضت حسینی، نجات عمومی ...

 در این ” #زیارت_اربعین ” به ذات اقدس اله عرض می کنیم که #حسین_بن_علی (سلام الله علیه) خون دلش را داد، پاره دلش را برای دو کار داد؛ (بذل مهجته فیک لیستنقذ عبادک من الجهاله و حیره الضلاله)*، نه لیستنقذ المسلین، لیستنقذ العرب، لیستنقذ الحجاز؛ نخیر، (لیستنقذ عبادک)، بندگان تو را؛ همه بشر بندگان خدا هستند. تا بنده های تو را از جهل علمی، یک؛ از جهالت عملی، دو نجات بدهد.

چون مشکل مردم این دو چیز است به نحو منفصله مانعه الخلوّ که اجتماع را شاید؛ هر مشکلی که برای جامعه پیش می آید، یا روی بیسوادی است، یا روی بی عقلی؛ یا نمی دانند، یا می دانند و عمل نمی کنند! اگر نمی دانند، مشکل شان جهل است؛ اگر می دانند و عالم فاسق اند، مشکل شان جهالت است؛ که از یکی به (ضلالت) یاد شد، از یکی به (جهالت)؛ (لیستنقذ عبادک من الجهاله و حیره الضلاله). _ دو _ یا نمی دانند، یا می دانند و بیراهه می روند. تنها مشکل مردم همین است؛ یک عدّه هستند که احکام را نمی دانند، حق را نمی شناسند، وظیفه را نمی دانند؛ یک عدّه هستند که (ارایت من اتّخذ الهه هواه)*، حق را می دانند، ولی هواپرست هستند. پس اینها دو مشکل دارند، و جمعش هم شاید؛ بعضی ها هستند که هم مشکل علمی دارند، و هم بر فرض این مشکل علمی شان حل بشود، حاضر نیستند، آن خُوی در اینها هست!

و وجود مبارک #سید_الشهداء خون جگرش را داد، قلبش را داد، حیات خودش را داد تا بندگان خدا را از این گرداب جهل علمی و جهالت عملی نجات بدهد، این هیات نجات غریق است، اِستنقاذ غریق؛ (اَنقذ الغریق) همین است. (لیستنقذ عبادک من الجهاله و حیره الضلاله). یک انسان گمراه که راه مشخصی ندارد، بیراهه می رود و متحیّر هم هست؛ این کار وجود مبارک #سیدالشهداء بود!

——————————————————-

📌 تهذیب الاحکام / جلد ۶ / صفحه ۱۱۳ _ (زیاره الاربعین)

📌 سوره فرقان / آیه ۴۳
📋 دیدار با جمعی از طلاب، دانشجویان و اقشار مختلف مردم

📆 قم ؛ ۱۳۸۶/۱۲/۰۸

موضوعات: اخلاقی, تربیت
[چهارشنبه 1403-06-07] [ 10:36:00 ق.ظ ]



 لینک ثابت

  میوه درخت انسانیت ...

 مستحضرید که درخت انسانیت تا کنون میوه نداد. یعنی انسانی که للعباده خلق شده است، باید یا همه یا اکثری اش صالح باشند. اگر انسان برای عبادت و بردگی در پیشگاه حق آفریده شد که نه بیراهه برود، نه راه کسی را ببندد تا خودش متمدّن بشود، و هر امامی هم عهده دار تمدّن مردم آن مملکت است‌ که (من مات و لم یعرف امام زمانه مات میتهً جاهلیه)*؛ یعنی تمدّن یک مملکت به عهده امام آن مملکت است. و اگر کسی امام عصرش را نشناسد، گرفتار جاهلیت است.

پس ملّت یا ” ملت متمدن ” است، یا ” ملت جاهلی “. اگر با #امامت امام در ارتباط بود، ملت (ملت متمدن) است، و اگر نبود ملت (ملت جاهلی) است. تا کنون، از زمان آدم تا الآن درخت انسانیت میوه نداد، برای اینکه (اکثرهم کذا، …)*! اگر وجود مبارک حضرت ظهور بکند و به علم غیب عمل نکند و به علم الهی عمل نکند و به علمی که می داند عمل نکند و به اسرار عمل نکند، همین طور خواهد بود؛ لذا عصر ظهور حضرت شبیه قیامت است که درخت انسانیت میوه می دهد.

آنوقت است که خیلی ها از اسرار غیبی با خبرند؛ این که می بینید می گویند من که علم غیب ندارم، دستم را بو نکردم؛ این برای همین است که مومن در عصر ظهور وقتی که بخواهد یک چیزی را بفهمد، دست خودش را بو کند؛ مثل اینکه در کف دست او اسرار عالم نوشته است، یک همچنین نقشه ای است! این دیگر شبیه قیامت است. آنوقت است که درخت انسانیت میوه می دهد. تا کنون میوه نداد؛ اگر مثلاً بنا شد یک درختی هزار میوه بدهد، اگر ده یا بیست میوه داد می گویند این درخت به ثمر ننشست! می بینید دائماً همین طور است.

در بیانات نورانی #حضرت_امیر هست که شما هر جای عالم را نگاه می کنید؛ یا سرقت است، یا اختلاس است، یا زندان است، یا کشتن است، یا غارت است، یا ت _/ ر . ور است؛ همین! اگر درخت انسانیت بخواهد میوه بدهد که باید میوه بدهد، عصر ظهور حضرت است. آن عصر، عصری است که خود مومن وقتی دستش را بو می کند، از غیب با خبر است.
——————————————–

📌 وسائل الشیعه / جلد ۱۶ / صفحه ۲۴۶

📌 ر.ک سوره آل عمران / آیه ۱۱۰ و سوره نحل / آیه ۸۳
📋 درس خارج فقه

📆 مسجد اعظم قم 

موضوعات: اخلاقی, تربیت
 [ 10:34:00 ق.ظ ]



 لینک ثابت

  مبادا به زباله کشی عادت بکنیم ...

استاد ما، مرحوم آقای فاضل تونی (رضوان الله علیه) از شاگردان معروف مرحوم جهانگیر خان قشقایی و حاج آخوند کاشی در حوزه علمیه اصفهان بود. ایشان آن‌وقتی که برای ما تدریس می کردند، یعنی سال سی و سه شمسی؛ آن‌وقت سنّ مبارکشان در حدود هشتاد سال بود؛ ایشان می فرمود: من در مدرسه صدر اصفهان طلبه رسمی بودم؛ در اثنای درس فرمود: شما اگر قدر درس را ندانید، جوان اگر قدر درس نداند، انسان اگر قدر معرفت و عبادت را نداند؛ از زباله لذّت می برد، به زباله کشی عادت می کند. حالا فرق نمی کند، زباله انحاء و اقسامی دارد.

این قصّه را نقل کرد، فرمود: من در مدرسه صدر اصفهان حجره داشتم، هر سال برای تخلیه آن چاه از مُقنّی های خاص دعوت می کردند که آن چاه ها را تخلیه کنند؛ یک سال بین متولّی و این مُقنّی برای تخلیه چاه در تعیین مال الاجاره اختلاف شد، و آن تخلیه کننده که سابقه داشت، نیامد و دیگری آمد. آن فهمید و بالاخره دلیل اقامه کرد که من الآن مثلاً سی و نه سال است اینجا سابقه دارم، امسال چهلمین سال است؛ من سالیان متمادی چاه این مدرسه را تخلیه کردم؛ سبقت مال من است، حق مال من است و من مقدّم هستم! بالاخره قرار شد که چاه را همان او تخلیه کند، و در مال الاجاره هم توافق کردند و بنا شد او مُقنّی باشد و او چاه را تخلیه کند.

مرحوم فاضل تونی (رضوان الله علیه) می فرمودند به اینکه: وقتی که قرار شد که او تخلیه کند، به آن زیر مجموعه خود گفت شروع به کار کنید؛ رو کرد به این طلبه ها، گفت: اینها چه کار می کنند، وقت‌شان را تلف می کنند، اینها چه می گویند؛ زود به تَه چاه بروید! بعد فرمود: اگر کسی عمری را به چاه کنی عادت کند، این به تفسیر و حکمت و فلسفه بهایی نمی دهد؛ او به چاه کَنی و زباله کشی عادت کرده!! او گفت: اصلاً کار ما را قابل ارزش نمی دانست، گفت: اینها چرا دارند وقت تلف می کنند، چه می گویند؟! آدم به اینجا می رسد!! او شامّه اش به همان تخلیه عادت کرده است!
📋 تفسیر موضوعی قرآن کریم

📆 قم ؛ 

موضوعات: اخلاقی, تربیت
[سه شنبه 1403-06-06] [ 02:11:00 ق.ظ ]



 لینک ثابت